شب را، روز را، هنوز را...

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

آرشیو مطالب

جستجوگر

یافته ها در جستجو

    امکانات وب

    برچسب ها

    _بسم رب الحسین_


    روایت ِ اول:


    "زن" محل ِ رجوع ِ آرامش است.محل تجمیع ِ تمام ِ خیر ِ عالم هستی.محبت از ریشه‌ی حب، دانه‌ایست که قلبِ زن، کشت‌گاه ِ این دانه میشود...و زندگی به بار میدهد...

    زن واسطه‌ی خلقت است.به هر رنگ و به هر نژاد و به هر زبانی ایثارگر است.وجودش را با موجودی کوچک تقسیم میکند.با شیره‌ی جانش اورا میپرورد...من این حس را تجربه نکرده‌ام اما به گمانم عجیب ترین حس ِ هستی باشد!خلقت...وقتی حاصل ِ یک دوست داشتن ِ عمیق پرورش می‌یابد گمانم حس ِ لگد‌های ماه ِ چندم حیرت آورترین اتفاق ِ جهان باشد...

    "زن"یک راز است...

    چقدر زن بودن شیرین است...

    (... و سخت!)


    روایت ِ دوم:


    نشسته‌ام عکس ِ کودکان ِ سوری را میبینم.سویدای وجودم انگار آتش میگیرد...دلم میخواهد من هم همراه ِ همان کودک ِ در ساحل، جان بدهم! وقتی عاجزم از آغوش شدن برای حداقل چند آواره‌ی این جهان ِ بی رحم!شاید عمیق‌ترین و رضایت بخش‌ترین آرزویم این باشد که پناه ِ چند آواره باشم...اما این پناه درد ِ چند نفر را تسکین خواهد داد؟!وقتی این چنین جنگ میتازد...فقر میتازد...قحطی میتازد...نه الان!که از آن بدو خلقت همواره پیشتاز بوده‌اند!خون و خون ریزی...چیزی که هیچگاه کهنه نخواهد شد...

    هربار برایم تازگی دارد...هربار وجودم ذوب میشود...اشک میشوم...جایی از قلبم دشنه میخورد...


    کاش این مردان از دریچه ی چشم ما نگاه میکردند...کاش مردان می‌آمدند و چشم‌های مرا میگرفتند و آن کودک را میدیدند...آن وقت میفهمیدند دارند چه بلایی سر ِ عالم میآورند...چطور انسان‌ها را به مسلخ‌گاه میبرند...

    انگار آن‌ها نمیفهمند این قتلگاه ِ روح است...دارند روحی که از خدا به امانت گرفته شده را سرمیبرند...عیسای وجودی آدم‌ها را لحظه لحظه نه تنها به صلیب کشیده که شلاق میزنند...


    نصف شب در وجودم خون به پا شده...میدانی؟

    بغض ِ عجیبی گلویم را گرفته.احساس میکنم هرلحظه ممکن است این شعله‌ی خُرد آتشی بشود که تمام هستی‌م را بسوزاند...

    اما...

    دوره میکنیم

    شب را

    روز را

    هنوز را!



    روایت ِ سوم:


    در جهان یک دسته آدمند که تمام نفرتم را بر می‌انگیزند:


    خود محوران ِ بی تفاوت!

    که دنیا هم تکان بخورد آن‌ها عیش ِ خود را میبرند...

    نویسنده : بازدید : 9 تاريخ : پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 20:41
    اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها