من از این فاصله عاشق نمیشم

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

آرشیو مطالب

جستجوگر

یافته ها در جستجو

    امکانات وب

    برچسب ها

    _بسم رب الحسین_


    (پر کن آغوشمو از عطر تنت
    من از این فاصله عاشق نمیشم...)

    مهربان امامم...من این لحظات ِ ماه محرمت بیشتر از همیشه یاد ِ شب‌های تلخ و شیرین بازگشت از کربلا می‌افتم...شب‌هایی که تا صبح از دلتنگی‌ات بهانه میگرفتم و یک آن از خواب بلند میشدم و دیوانه وار گریه میکردم...من دلم برای آن لحظات تنگ شده...دارم نسیان را با تموم وجودم درک میکنم...من از این گریه برای درد‌های خودم بیزارم...دلم میخواهد در محرمت برای خودت...برای دوست داشتنت...از فرط ِ عشقت گریه کنم...دلم میخواهد آنقدر لبریز از تو شوم که با شنیدن ِ اسمت های های اشک بریزم و از دوریت مویه کنم...مثل ِهمان شب‌ها...مثل ِهمان روزهای دور ِ دووور...

    خودت را به من بازگردان...مرا در آغوش ِ خودت غرق کن.. در رنجی عظیم از نداشتنت آب میشوم...من با تمام ِ وجودم غبطه میخورم به حال ِ اینان که از برای خود ِ شما گریه میکنند...من دلم عشقت را میخواهد آن عشقی که از چشم‌هایم ذره ذره بیرون بریزد....




    امروز ایستاده بودم روبروی مزارت...داشتم در دل  تمام ِ خواسته‌های این چند سالم از تو را مرور میکردم.
    نمیدانستم آن ته ماجرا چه میشود...فقط از دلم عبور کرد که آخر ِ قصه همیشه خوشه!باور کن.لحظه رو دریاب...چشم میبستم...نگاه نمیکردم...اما دلم دریای مواجی بود که تمام ِ قایقرانانش را گرفتار ِ طوفانی سهمگین کرده بود...شورمیزد...موج میزد...کاش میشد ...هیچ...اما...خدایا تهش خوش باشه...


    _چقدر حرف دارم برای نوشتن...یک وقتی باید بیایم همه را بریزم اینجا...ذهنم از شدت ِ فکر آرام بگیرد...و قلبم...قلبم..._


    نویسنده : بازدید : 12 تاريخ : پنجشنبه 15 مهر 1395 ساعت: 17:23
    اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها